فروغ فرخزاد

من خواب ديده ام که کسي مي آيد

من خواب يکستاره قرمز ديده ام

و پلک چشمم هي مي پرد

و کفشهايم هي جفت ميشوند

و کور شوم

اگر دروغ بگويم

من خواب آن ستاره قرمزرا

وقتي که خواب نبودم ديده ام

کسي مي آيد

کسي ميآيد

کسي ديگر

کسي بهتر

من پله هاي پشت بام را جارو کردهام

و شيشه هاي پنجره را هم شسته ام

کسي مي آيد

کسي ميآيد

کسي که در دلش با ماست در نفسش با ماست در صدايش با ماست

کسي کهآمدنش را

نمي شود گرفت

کسي از باران از صداي شرشر باران از ميان پچ وپچ گلهاي اطلسي

...
من خواب ديده ام

/ 0 نظر / 4 بازدید